مشت بیضه کردن
لغت نامه دهخدا
مشت بیضه کردن. [ م ُ ب َ / ب ِ ض َ / ض ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گرد کردن مشت برای زدن بر کسی. ( آنندراج ):
جان من اول فتح است مترس از تک و تاز
بیضه کن مشت و بر آن گردن سختش بنواز.میرنجات ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
گرد کردن مشت برای زدن بر کسی
جمله سازی با مشت بیضه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سونوگرافی تودهشناس بیضه یک فرایند مورد استفاده در ارزیابی درد بیضه، در میان دیگر شرایط است.
💡 تاج است گران بر سر آزاده، وگرنه چون بیضه مرا زیر پر و بال، هما داشت
💡 بیضه بخش عمدهای از هورمونهای جنسی مردانه مانند تستوسترون را نیز ترشح میکند.
💡 درد بیضه ممکن است در هر دو بیضه یا یکی از آنها احساس شود و بسته به دوره زمانی، میتواند شدید، نیمهشدید یا مزمن باشد.
💡 برون دل نفس را پرفشان دیدم ندانستم کهعنقا چون شوداز بیضهگمبسمل شود پیدا
💡 به دو روزه مهلت این قفس دلت آشیانهٔ صد هوس نهای آگه از تپش نفسکه چه بیضه میشکند پرت