مرگ ارجان
لغت نامه دهخدا
مرگ ارجان. [ م َ اَ ] ( ص مرکب ) مرگ ارزان. مرگ ارژان. واجب القتل. مهدورالدم. مستوجب قتل. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): پس از جهت کاری که بر دست وی [ سلمان فارسی ] برفت که بزبان پارسیان مرگ ارجان خوانند یعنی موجب کشتن، بگریخت و نیارست در ملک عجم بودن. ( مجمل التواریخ و القصص ).
فرهنگ فارسی
مرگ ارژان: سلمان باصل از اصفهان بود... پس از جهت کاری که بر دست وی برفت که بزبان پارسیان مرگ ( ر ) جان خوانند یعنی موجب کشتن بگریخت و نیارست در ملک عجم بودن بشام افتاد...
جمله سازی با مرگ ارجان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از حرکت کاروان از ارجان تا شهر کهن ابرکوه نشانه معتبر و گزارش تاریخیای وجود ندارد و در منابع از عبور کاروان از شیراز خبری گزارش نشدهاست.
💡 ارجان یکی از شهرهای مهم فارس بود، که از قرار معلوم اهمیت تجاری آن بیش از اهمیت صنعتی بود. سبب اهمیت تجارتی شهر حاصلخیزی اطراف و نزدیکی دریا و موقعیت شهر بود که در سر شاهراه فارس به خوزستان و از آنجا به بینالنهرین واقع شده بود.
💡 همچنین، آثار پل کوچک دیگری پایینتر از پل بزرگتر دیده میشود. به گفتهٔ عزالدین بن اثیر، دو زمینلرزه شدید در سالهای ۴۴۴ و ۴۷۸ هجری قمری نخستین آسیبهای جدی را به پلهای دوگانه ارجان زدند، و سالها بعد این دو پل ویران شد.
💡 حلقه قدرت ارجان از آثار باستانی متعلق به حدود هزاره دوم پیش از میلاد و دوره عیلامی است که در محوطه تاریخی ارجان در استان خوزستان شهرستان بهبهان کشف شده و در موزه ایران باستان نگهداری میشود.
💡 پردیس دانشگاه ۴۵ دقیقه از پایتخت جمهوری ترک قبرس شمالی، نیکوزیای شمالی، ۶۰ دقیقه از فرودگاه بینالمللی ارجان و شهر کایرنیا و ۸۰ دقیقه از فاماگوستا فاصله دارد.