مرغ پروره

مترادف‌ها

مرغدار

لغت نامه دهخدا

مرغ پروره. [ م ُ غ ِ پ َرْ وَ رَ / رِ ] ( ترکیب وصفی ) مرغ پرواری. مرغ فربه. مرغ سمین:
بگرفت سخت و گفت که این ترب را بود
بی جفت مرغ پروره خوردن مخاطره.سوزنی.چو مرغ پروره مغرورخصمت آگه نیست
از آنکه رمح غلامان تست بابزنش.شهاب الدین مؤید سمرقندی ( از جهانگیری ).

جمله سازی با مرغ پروره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فرمود: حقانيّت و واقعيّت با ما اهل بيت رسول اللّه صلى الله عليه و آله مى باشد وكناره گيرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا كه ما دست پروره هاىنيكوى پروردگار مى باشيم؛ و ديگر مخلوقين خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.

💡 آن مرغ پروره با تجربه‌ای که در زمینه نگهداری از پرندگان زینتی دارد، توانسته است بهترین کیفیت تغذیه را برای گله خود فراهم کند.

💡 هر مرغ پروره حرفه‌ای می‌داند که نظافت دقیق محیط زندگی پرندگان و رعایت اصول بهداشتی برای جلوگیری از بیماری‌ها بسیار حیاتی و ضروری است.

💡 برای تبدیل شدن به یک مرغ پروره موفق، باید دانش وسیعی در مورد انواع جیره غذایی و ویژگی‌های مختلف هر گونه پرنده داشته باشید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران