پرورده ٔ مرغ

لغت نامه دهخدا

پرورده مرغ. [ پ َرْ وَ دَ / دِ ی ِ م ُ ] ( اِخ ) یا مرغ پرورده، کنایه از زال زر پدر رستم است:
تو این بنده مرغ پرورده را
بزاری و خواری برآورده را.فردوسی.که پرورده مرغ بیدل شده ست
ز آب مژه پای در گل شده ست.فردوسی.چو پرورده مرغ باشد بکوه
فکنده بدور از میان گروه.فردوسی.تو خون برادر بریزی همی
ز پرورده مرغی گریزی همی.فردوسی.

جمله سازی با پرورده ٔ مرغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده ولیکن با که گویم راز؟ چون محرم نمی‌بینم

💡 چشم و دماغ از عشق تو بی‌خواب و خور پرورده شد چون سرو و گل هر دو خورند از آب لطفت بی‌دهن

💡 و بالاخره چگونه از محمد بن ابى بكر، دست پرورده امام، در ميزان درستى ادعاهاى آنيهودى حيله گر چيزى نپرسيده اند؟!

💡 اين روايت روح پاك و نيكدلى او را به خوبى نشان مى دهد و گوياى تلاش و فعاليتاين انسان آرمانى و نمونه كه دست پرورده اهل بيت نبوت و رسالت است مى باشد.

💡 مسلم نيز دست پرورده همين مكتب و همين امام است. او نيز به روايتى با اسلوبى حكيمانهانتقادات و سئوالات را چنين مى دهد:

💡 خضر خط لعبت من ایکه بود چهره تو خرمنی لاله که پرورده از آب بقاست

مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز