لغت نامه دهخدا
مرزامزاج. [ م ِ م ِ ] ( ص مرکب ) نکته دان و مستغنی و مغرور. ( ناظم الاطباء ). رجوع به میرزا شود.
مرزامزاج. [ م ِ م ِ ] ( ص مرکب ) نکته دان و مستغنی و مغرور. ( ناظم الاطباء ). رجوع به میرزا شود.
نکته دان و مغرور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پى برگزارى انتخابات در عراق مخالفتهايى در شهرهايى نظير بغداد و كربلاعليه انگلستان صورت گرفت. در كربلا مرزا محمد رضا فرزند ميرزا، تشكيلاتى بهنام (الجمعيه الاسلاميه ) به وجود آورد. هدف اين گروه مبارزه با قيموميت انگلستان و آزادسازى عراق از سلطه اجانب بود. آنان در نظر داشتند پس ازاستقلال، عراق را تحت رياست فردى مسلمان در آورند. در آن هنگام آيه الله ميرزاىشيرازى در تقويت اين حركت، فتوايى بدين صورت صادر كرد:
💡 همچنين لازم است از جناب دكتر محمد رشدان دبيركل و يعقوب مرزا رئيس سازمان كه اين ديدار را سازماندهى كرده و جهت گسترش ديدار وملاقات ها و تعميم نفع و تاثير آن و فراهم نمودن هر چه بيشتر امكانات رفاهى و آسايشبراى بنده، تلاش بى وقفه اى را بر خود هموار نمودند، سپاسگزارى نمايم.