متقارن فلجی

فرهنگستان زبان و ادب

{diplegia, bilateral paralysis} [علوم پایۀ پزشکی] نوعی فلج که در دو سوی بدن به شکل متقارن دیده می شود

جمله سازی با متقارن فلجی

💡 شاخه‌ها به سمت بالا به‌طور مساوی نازک و کوتاه می‌شوند. در طبیعت، بسیاری از درختان به‌طور مشابه تشکیل می‌شوند، به ویژه در مناطق باز که درخت رقابت نوری کمی دارد. یک بن‌سای چُکان به درستی اجرا شده به‌صورت متقارن است و معمولاً دارای تاج شاخ و برگ مخروطی است. همچنین باید برخی از ریشه‌های محکم دیده شود، اما ترجیحاً هیچ ریشه‌ای به سمت بیننده نباشد.

💡 در مراحل حذفی جدول مسابقات ورزشکاران به‌طور متقارن بر اساس نتایج مرحله مقدماتی تعیین می‌شود، یعنی نفر اول و شصت و چهارم با هم و سی و دوم و سی و سوم با هم مسابقه می‌دهند. در این قسمت تیراندازان به جای ۷۲ با ۱۲ پرتاب رقابت می‌کنند.

💡 این روش بافت بیشتر در مناطق ترک‌زبان، آذربایجان، زنجان و بخشی از همدان کاربرد بیشتری داشته و در برخی از روایات آن را به ترکان سلجوقی نسبت داده‌اند. گره ترکی به دلیل اینکه با قلاب بافته می‌شود و دارای گره‌های متقارن است دارای کیفیت بهتر، دوام و استواری بیشتری است. در این روش از شانه‌های کوچک استفاده می‌شود و چله‌ها تحت کشش شدیدی هستند.

💡 رایندال، یک الگوریتم رمز قطعه‌ای متقارن، با طول قالب داده ۱۲۸، ۱۹۲ و ۲۵۶ بیت است. طول کلید نیز مستقل از طول قالب، ۱۲۸٬۱۹۲یا ۲۵۶ بیت باشد. الگوریتم بسته به طول قالب داده و طول کلید، مشتمل بر ۱۰، ۱۲ یا ۱۴ دور خواهد بود. رایندال دارای ساختاری برای بسط کلید است که از روی کلید اصلی بسته به تعداد دورها، تعدادی زیر کلید تولید می‌کند که در هر دور به قالب داده اضافه می‌شوند.

💡 بازی جوجه و معمای زندانی (در ادامه توضیح داده خواهد شد) نمونه‌هایی از بازی متقارن هستند.