مایوس کردن

لغت نامه دهخدا

مأیوس کردن. [ م َءْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بی امید کردن. ( ناظم الاطباء ). نومید کردن. ناامید ساختن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نا امید کردن نومید ساختن.
بی امید کردن

ویکی واژه

demoralizzare

جمله سازی با مایوس کردن

💡 آه این دل مایوس نشاطم نپسندید کو غنچه که واگردد و گلرنگ برآرد

💡 از تمام ماسوا مایوس شد دست حق را از پی‌ پابوس شد

💡 مشکل‌ که نفس با دل مایوس نلرزد دارد ز حباب آینه در پیش نظر موج

💡 مگر تدبیرش آید سد تقدیر شود مایوس و برسنگش خورد تیر

💡 آرزوهایشان را چنان گوارا دانند که اگر نیز بقتل رسند، از دنیا مایوس نشوند.

💡 سخای اوست که چون پای در رکاب آرد نیاز را ز زمانه برون کند مایوس

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز