لغت نامه دهخدا
مایه خرداد. [ ی َ / ی ِ ی ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آتش است باتوجه به اینکه خرداد نام یکی از آتشکده های معروف بوده است:
همیشه تا بپرستند مایه کشمیر
همیشه تا بفروزند مایه خرداد.مسعودسعد ( دیوان چ یاسمی ص 128 ).
مایه خرداد. [ ی َ / ی ِ ی ِ خ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آتش است باتوجه به اینکه خرداد نام یکی از آتشکده های معروف بوده است:
همیشه تا بپرستند مایه کشمیر
همیشه تا بفروزند مایه خرداد.مسعودسعد ( دیوان چ یاسمی ص 128 ).
آتش
💡 آمد اندر مه دی با نفس فروردین چون گل و میوه که اندر مه خرداد آمد
💡 این طرح در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ تصویب شده و در اول تیرماه ۱۳۶۰، به تأیید رهبری رسید.
💡 ز بهر آنکه تا در دامت آرد چو مرغان مر تو را خرداد خور داد
💡 آمد مه خرداد و گل از خار بر آمد کام دل یاران ز لب یار بر آمد
💡 دلگرمی و دمسردی ما بود که گاهی خرداد مه و گاه دیاش نام نهادند