مایه ستانی

لغت نامه دهخدا

مایه ستانی. [ ی َ / ی ِ س ِ ] ( حامص مرکب ) محاصره. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

محاصره

جمله سازی با مایه ستانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو دلبری کنی آغاز من نخست دهم دل ولی تو سنگ دل اول دل رقیب ستانی

💡 تو ستم پیشه برآنی که ستانی همه عمر من در اندیشه که فریادرسی می‌آید

💡 آن گهر چون ستانم از تو به راز؟ کز منش عاقبت ستانی باز؟

💡 پیوسته من از ناله بدل لاله ستانم همواره تو از باده برخ لاله ستانی

💡 بر دادهٔ تو نام کرم کی بود سزا تا داده را بهشت ستانی سزای خویش

💡 داری چه هراس جان ستانی از مرگ؟ می جوی حیات جاودانی از مرگ

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران