غالیه سائی

لغت نامه دهخدا

غالیه سائی. [ ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب ) رجوع به غالیه سایی شود.

جمله سازی با غالیه سائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو قدر خود بشناس ای کمند زلف نگار که بهر غالیه سائی می عبیر شدی

💡 تا سنبل تر بر سمنت جلوه گری کرد بس غالیه سائی که نسیم سحری کرد

💡 گاه این زبر سیم کند غالیه سائی گاه آن زبر ماه کند مشک فشانی

💡 تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری که بر لاله غالیه سائی و از طرّه غالیه باری

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران