مانندگی جستن
مترادفها
مقاومت کردن، ایستادگی کردن، پایداری کردن
متضادها
تسلیم شدن، عقبنشینی، وا دادن
لغت نامه دهخدا
مانندگی جستن. [ ن َن ْ دَ / دِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) شباهت یافتن. مشابهت یافتن. تشبه: و عشق سبب مانندگی جستن بود و مانندگی جستن سبب آن جنبش بود. ( دانشنامه ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شباهت یافتن تشبه: و عشق سبب مانندگی جستن بود و مانندگی جستن سبب آن جنبش بود.
جمله سازی با مانندگی جستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ۶۸. وند: این پسوند بر چگونگی و مانندگی و گاهی دارندگی دلالت دارد.
💡 ۵۲. گون: این پسوند بر چگونگی و مانندگی دلالت دارد.
💡 ۶۶. وش: این پسوند بر چگونگی و مانندگی دلالت دارد.
💡 ۶۷. وش: این پسوند بر چگونگی و مانندگی دلالت دارد.
💡 ۷۶. فش: این پسوند معنای مانندگی میبخشد.