واژه «مالیده آمدن» از ترکیب «مالیده» و «آمدن» ساخته شده و در زبان و متون کهن فارسی به معنای تنبیه شدن، گوشمالی دیدن، مجازات شدن و به سختی افتادن به کار رفته است. این تعبیر بیشتر در نوشتههای تاریخی و ادبی قدیم دیده میشود و معمولاً زمانی استعمال میگردد که فرد یا گروهی به سبب نافرمانی، خطا یا سرپیچی از فرمان، دچار عقوبت و کیفر شوند. در حقیقت، «مالیده آمدن» کنایه از آن است که شخص بر اثر رفتار نادرست خود تحت فشار، سرزنش یا مجازات قرار گیرد و به نوعی ادب یا اصلاح شود. این اصطلاح در متون قدیمی فارسی بار معنایی شدیدی دارد و تنها به تنبیه ظاهری محدود نیست، بلکه گاهی مفهوم خواری، سختی و گرفتار شدن در پیامد اعمال را نیز دربرمیگیرد. در نمونهای که در تاریخ بیهقی آمده است، این عبارت برای قومی به کار رفته که به سبب نافرمانی و اعتراض، سزاوار مجازات و بازگردانده شدن به راه درست دانسته شدهاند. واژه «مالیدن» در زبان فارسی معانی گوناگونی دارد، اما در این ترکیب بیشتر به مفهوم گوشمال دادن، سخت گرفتن و تنبیه کردن نزدیک است. از همین رو، «مالیده آمدن» را میتوان برابر با «گوشمالی دیدن» یا «کیفر یافتن» دانست. این تعبیر امروزه در گفتار روزمره کمتر استفاده میشود و بیشتر جنبه ادبی و تاریخی دارد، ولی در متون کهن از اصطلاحات شناختهشده و پرکاربرد به شمار میآمده است. نویسندگان قدیم از چنین ترکیباتی برای بیان قدرت حاکمان، اجرای عدالت یا نتیجه نافرمانی افراد بهره میبردند. به طور کلی، «مالیده آمدن» اصطلاحی کهن در زبان فارسی است که به معنای تنبیه، مجازات و گرفتار شدن در پیامد خطا و سرپیچی به کار میرود و در ادبیات تاریخی فارسی کاربرد فراوان داشته است.
مالیده امدن
لغت نامه دهخدا
( مالیده آمدن ) مالیده آمدن. [دَ / دِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) مالیده شدن. گوشمال یافتن. تنبیه و مجازات شدن: تا آن قوم را که چنان نافرمانی کنند و بر رأی خداوند خویش اعتراض نمایند مالیده آید و به راه راست بداشته آید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 688 ). و رجوع به مالیدن و مالیده شود.