لغت نامه دهخدا
ماری لسزکزینسکا. [ ل ِ ] ( اِخ ) ( 1703 - 1768 م. ) دختر پادشاه لهستان «ستانیسلا لسزکزینسکی » و ملکه فرانسه که در نتیجه ازدواج با لوئی پانزدهم مادر ده اولاد از این پادشاه گردید. ( از لاروس ).
ماری لسزکزینسکا. [ ل ِ ] ( اِخ ) ( 1703 - 1768 م. ) دختر پادشاه لهستان «ستانیسلا لسزکزینسکی » و ملکه فرانسه که در نتیجه ازدواج با لوئی پانزدهم مادر ده اولاد از این پادشاه گردید. ( از لاروس ).
دختر پادشاه لهستان ستانیسلالسزکزینسکی و ملکه فرانسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو من ریختم خون ماری بقهر که خون ریخت بس جانور را ز زهر
💡 دهانش چو غاری به غار اندرون زبانش چو ماری به خار اندرون
💡 چو شد هر گنج را ماری نگهدار نه این گنجینه میخواهم، نه آن مار
💡 به رنج و راحتش در کوه و غاری حرم ماری و محرم سوسماری
💡 تو ماری و طاووس و ابلیس هر سه سزد کاین سخن را به جان برنگاری
💡 ایمن مشو از زمانه زیراک او ماری است که خشک و تر بیوبارد