لغت نامه دهخدا
لون مشت. [ ل َ وَ ن َ م ُ ] ( اِ مرکب ) کف ملح. رجوع به ماللهند بیرونی ص 74 شود.
لون مشت. [ ل َ وَ ن َ م ُ ] ( اِ مرکب ) کف ملح. رجوع به ماللهند بیرونی ص 74 شود.
کف ملح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن لب که به لون و رنگ او هرگز نشنید و ندید هیچکس گوهر
💡 نگار اندر نگار و لون در لون هزاران در شده پیکر به پیکر
💡 شهاب هست به لون و به شکل چون قلمش فلک به قوّت آن دیو را زند به شهاب
💡 شیراز که گل درو بصد لون بود مثلش نتوان گفت که در کون بود
💡 گه ز شکل لون اعلامش بود صحرا چو کوه گه ز نعل مرکبانش کوه چون صحرا بود
💡 زگَرد گُردان گردون شده به لون زمین زنعل اسبان هامون شده به شکل قمر