لغت نامه دهخدا
لون حبیق. [ ل َ ن ُ ح ُ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) نوعی از خرمای بلایه و ردی.
لون حبیق. [ ل َ ن ُ ح ُ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) نوعی از خرمای بلایه و ردی.
نوع از خرمای بلایه وردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوش دیگر لون این میداد دست لقمهٔ چندی درآمد ره ببست
💡 برون شد ازمکان عطّار در کون برون آورد او معنی بهر لون
💡 کمال عشق بیرون و دو کونست که او رادید خویش از لون لونست
💡 یکی زگوهر رخشان و لون و پیکر خویش چو آینه است و درو عکس کوکب رخشان
💡 عاشقانه آتشی زن در دو کون تا رهی از نقشهای لون لون