لغت نامه دهخدا
لوری بچه. [ ب چ ْ چ َ / چ ِ / ب َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) لوری زاده. فرزند لولی:
آمد خبر تو که به کاشان و خسیکت
لوری بچه ای دوست گرفتی و شدی زار.سوزنی.
لوری بچه. [ ب چ ْ چ َ / چ ِ / ب َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) لوری زاده. فرزند لولی:
آمد خبر تو که به کاشان و خسیکت
لوری بچه ای دوست گرفتی و شدی زار.سوزنی.
فرزند لوری لولی زاده: آمد خبر تو که به کاشان و خسیکت لوری بچه ای دوست گرفتی و شدی زار. ( سوزنی لغ. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال رویال شارلوا، باشگاه فوتبال اینتر میلان، و باشگاه فوتبال لوریان اشاره کرد.
💡 سارامج (به ارمنی: Սարամեջ) یک شهر در ارمنستان است که در استان لوری واقع شدهاست. در کیلومتری شمال وانادزور، مرکز استان لوری واقع شده است.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال خنت، باشگاه فوتبال کریلیا سووتوف سامارا، باشگاه فوتبال باستیا، باشگاه فوتبال لیل، باشگاه فوتبال سرکل بروژ، باشگاه فوتبال زولته وارخم، و باشگاه فوتبال لوریان اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال صفاقسی، باشگاه فوتبال دیژون، باشگاه فوتبال گنگام، باشگاه فوتبال واتفورد، باشگاه فوتبال ساندرلند، باشگاه فوتبال لوریان اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال المپیک لیون، باشگاه فوتبال اوسر، باشگاه فوتبال نانت، باشگاه فوتبال تولوز، و باشگاه فوتبال لوریان اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال شیراک، باشگاه فوتبال کوتایک، باشگاه فوتبال لوری، باشگاه فوتبال میکا و باشگاه فوتبال لرناگورتس کاپان اشاره کرد.