لغت نامه دهخدا
لنگ کمر. [ ل ِ ک َ م َ ] ( اِ مرکب ) نام فنی از فنون کشتی که پای خود را در پای حریف بند کردن و زور بر کمرش آوردن است تا بر زمین افتد و با لفظ خوردن به معنی رسیدن زور و صدمه بر کمر و با لفظ زدن به معنی رسانیدن مستعمل است. ( آنندراج ):
همه افتاده اطوار توایم ای سرور
میزند طور تو بر کوه و کمر لنگ کمر.میرنجات.شیطان نشداز تو گرچه مدبر
لنگ کمری و سازد آخر.درویش واله هروی.افتاد ز صلب پاک اطفال
زآن لنگ کمر بسی در اضلال.درویش واله هروی.گر شوکت بی ستون و گر الوند است
لنگ کمری ز کوه تمکین تو خورد.محسن تأثیر.