لنگ کمر

لغت نامه دهخدا

لنگ کمر. [ ل ِ ک َ م َ ] ( اِ مرکب ) نام فنی از فنون کشتی که پای خود را در پای حریف بند کردن و زور بر کمرش آوردن است تا بر زمین افتد و با لفظ خوردن به معنی رسیدن زور و صدمه بر کمر و با لفظ زدن به معنی رسانیدن مستعمل است. ( آنندراج ):
همه افتاده اطوار توایم ای سرور
میزند طور تو بر کوه و کمر لنگ کمر.میرنجات.شیطان نشداز تو گرچه مدبر
لنگ کمری و سازد آخر.درویش واله هروی.افتاد ز صلب پاک اطفال
زآن لنگ کمر بسی در اضلال.درویش واله هروی.گر شوکت بی ستون و گر الوند است
لنگ کمری ز کوه تمکین تو خورد.محسن تأثیر.

فرهنگ فارسی

نام فنی از فنون کشتی که پای خود را در پای حریف بند کردن و زور بر کمرش آوردن است.

جمله سازی با لنگ کمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 راهی که نیست بر در او، سهو یافته پایی که نیست بر پی او، لنگ دیده‌ایم

💡 آن كس كه نداند و بداند كه نداند لنگان خرك خويش به مقصد بجهاند

💡 بهداروند یکی از طوایف ایل بختیاری است که جزو شاخه ی هفت لنگ و از باب بختیاروند می‌باشد.

💡 چو مور لنگ کشیدم بخدمتش دل وجان بخنده گفت چه حاصلشود ز پای ملخ

💡 گر نباشد پای همت لنگ، ای موسی چرا در طریق ترک از چوب عصا نتوان گذشت؟

💡 عکاس رویترز یعنی فدریک لنگین نیز در این زمینه بیان کرده‌است که:

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران