لنگ خاکی
لغت نامه دهخدا
لنگ خاکی. [ ل ِ ] ( اِ مرکب ) حریف را به خاک انداخته پا بر پشتش زدن. ( غیاث ):
همچو نقش قدمش خوش بنوازی چالاک
لنگ خاکی که دگر غیر نخیزد از خاک.میرنجات ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
حریف را به خاک انداخته پا بر پشتش زدن.
جمله سازی با لنگ خاکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شما اول از یک شهر خاکی شروع میکنید شهری که هیچی ندارد با منابعی که در جزیره وجود دارد شروع با ساختمانسازی میکنید
💡 ذات ایزوله بودن سیستم اروپونیک مطالعهٔ این بیماریها را در مقایسه با کشت خاکی آسان میسازد.
💡 خاکی (دلفان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دلفان در استان لرستان ایران است.
💡 تا در آب چشمم و در آتش دل از فراق همچو بادم من ز خاکی و دویی روزگار
💡 وقت وقتی چه شود گر به سرِ ما گذری سایه ی سرو روان بر سرِ خاکی فکنی
💡 گر تأمل پرده بردارد ز روی این بساط هر کف خاکیست چندین جام جم در آستین