لغت نامه دهخدا
لنده زدن. [ ل ُ دَ / دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) لندیدن. غرغر کردن. رجوع به لندیدن شود.
لنده زدن. [ ل ُ دَ / دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) لندیدن. غرغر کردن. رجوع به لندیدن شود.
( مصدر ) لندیدن غرغرکردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بقایای بنای امیر لعل پا مربوط به اتابکان است و در لنده، ۳۵ کیلومتری جنوب شرق شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۲۹۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 مورجن یک روستا در ایران است که در بخش موگرمون شهرستان لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شدهاست.
💡 دوکوه (کهگیلویه)، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
💡 آتشگاه بزرگ، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
💡 دوک (کهگیلویه)، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
💡 بخش مرکزی، یکی از بخشهای شهرستان لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است. مرکز این بخش، شهر لنده است.