لغت نامه دهخدا
لمعانی عباسی. [ ل َ م َ ع َب ْ با ] ( اِخ ) لمغانی عباسی. شاید شاعری باستانی است و شعر او در بعض نسخ لغت نامه اسدی به شاهد آمده است. از آنجمله:
ای میر شاعرانت همه ژاژند
من ژاژ نی و لیکن فرغستم.
لمعانی عباسی. [ ل َ م َ ع َب ْ با ] ( اِخ ) لمغانی عباسی. شاید شاعری باستانی است و شعر او در بعض نسخ لغت نامه اسدی به شاهد آمده است. از آنجمله:
ای میر شاعرانت همه ژاژند
من ژاژ نی و لیکن فرغستم.
یا لمغانی عباسی. شاید شاعری باستانی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وای از آن تیره زمانی که ز خورشید رخت از پی روشنی جان لمعانی نرسد