لله پرچین

لغت نامه دهخدا

لله پرچین. [ ل َ ل َ پ َ ] ( اِخ ) زیارتگاهی به آمل ( مازندران ). ( مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 34 ).

فرهنگ فارسی

زیارتگاهی به آمل

جمله سازی با لله پرچین

💡 به حوض اندر شده آبش چو قرطه دلبران پرچین به دشت اندر شده تیغش چو زلف دلبران پیچان

💡 شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده اند زلف پرچین را چرا بر صبح پرچین کرده اند

💡   سیاه‌توسه گیاهی زینتی است، سریع رشد می‌کند و گاهی به شکل پرچین (دیواره گیاهی) به دور کشتزارها کاشته می‌شود.

💡 من فکنده‌ام در دل عقده‌های بی‌حاصل تو گشوده‌ای بر رخ طره‌های پرچین را

💡 آناهیتا تاج کنگره‌دار سرگشاده بر سر نهاده و موهای بلند و پرچین و شکنش را در بالا و روی شانه‌ها بافته‌است، چین‌های لباسش، حالتی بسیار باوقار به ایزدبانو داده‌است.

💡 هدف اصلی از ساخت بان‌ها حفاظت از احشام در هنگام حملات نظامی بوده است. در آغاز بان‌ها شامل ترانشه‌هایی می‌شدند که معمولاً با پرچین‌هایی از آن‌ها دفاع می‌شد. در گذر زمان این ترانشه‌ها با دیوار جایگزین شدند.

باجی یعنی چه؟
باجی یعنی چه؟
امنت یعنی چه؟
امنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز