فرهنگستان زبان و ادب
{drawbar slack} [حمل ونقل ریلی] لقّی مجاز در سامانۀ قلاب که سبب می شود هریک از واگن ها اندکی آزادی حرکت داشته باشد
{drawbar slack} [حمل ونقل ریلی] لقّی مجاز در سامانۀ قلاب که سبب می شود هریک از واگن ها اندکی آزادی حرکت داشته باشد
لقّی مجاز در سامانۀ قلاب که سبب میشود هریک از واگنها اندکی آزادی حرکت داشته باشد.
💡 خویش را خالص برآور از محک ای زر مغشوش قلابی بس است
💡 دام صید مطلب ما گشت قلاب نفس نیست در مرغ امید ما هوای بال و پر!
💡 جهان پر قلب و پر قلاب کرده بیا بر قلبها زن کیمیا را
💡 چشم قلابی که با آن سیمتن من دیده ام رفته رفته همچو طفل اشک سیماور شود
💡 در حریم وصل از فیض شمیم زلف او کرده محکم هر نفس در کام دل قلاب را
💡 موج زن باشد، گرت در دل شکار مطلبی؛ پشت کن قلاب، در دریا کنار صبحگاه