لغت نامه دهخدا
پوستین به لای اندر مالیدن. [ ب ِ اَ دَ دَ ] ( مص مرکب ) چون متظلمان و مظلومان جامه گل آلوده کرده بشکایت بردن:
دادخواهی، ور بخواهند از تو داد
پس به لای اندر بمالی پوستین.ناصرخسرو.
پوستین به لای اندر مالیدن. [ ب ِ اَ دَ دَ ] ( مص مرکب ) چون متظلمان و مظلومان جامه گل آلوده کرده بشکایت بردن:
دادخواهی، ور بخواهند از تو داد
پس به لای اندر بمالی پوستین.ناصرخسرو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رویی که چو آتش به زمستان خوش بود امروز چو پوستین به تابستانست
💡 به درستی مشخص نیست که پوستین در چه زمانی توسط انسان به عنوان لباس استفاده شده است. البته معلوم است که نئاندرتالها و گونههایی از کپیها از پوستین استفاده مینمودند. بر اساس تصاویر برجامانده بر دیواره غارها، پیشینۀ استفاده از پوستین به عنوان پوشش برای انسان، به حدود پانصدهزار سال پیش میرسد.
💡 شکار ببر با انگیزههای متفاوتی صورت میگیرد. ببرها از اهداف مورد علاقهٔ شکارچیان برای شکار تروفه هستند و از سویی دیگر پوستین بهدستآمده از این جانوران، طرفداران بسیاری دارد. دامداران هم گاهی برای حفاظت از دامهای خود در برابر حمله ببرها اقدام به کشتن آنها میکنند. شکار ببر معمولاً بهصورت گروهی صورت میگیرد و تنها شکارچیان حرفهای بهتنهایی اقدام به شکار ببر میکنند.