لغت نامه دهخدا
لغازخوانی. [ ل ُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل لغازخوان. خرده گیری. عیب گرفتن چیزی یا عملی را بر کسی.
لغازخوانی. [ ل ُ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) عمل لغازخوان. خرده گیری. عیب گرفتن چیزی یا عملی را بر کسی.
۱- خرده گیری عیب گیری. ۲- بد گویی بکنایه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر بی سر شوی این سر بدانی وگرنه گربه چند از جاه خوانی
💡 چو خوانی رفته از مشرق بمغرب دو عالم بر کنارش از دو جانب
💡 با زنت چیست دشمنی که زنان پریانند و خوانی اهرمنان؟!
💡 فرو گرفته دو چشم امل ز هر کامی کشیده داشته دست طمع ز هر خوانی
💡 الصلا ای عاشقان کاین عشق خوانی گسترید بهر آتشخوارگانش بر سر خوان آتشی
💡 یک معمّاست آنچه خوانی لفظ یک مسمّاست آنچه دانی اسم