لغت نامه دهخدا
لعل ریزه. [ ل َ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) قطعات کوچک لعل. پاره های خرد لعل:
مانده زآن لعل ریزه لختی گرد
هر یکی زآن قراضه چیزی کرد.نظامی.
لعل ریزه. [ ل َ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) قطعات کوچک لعل. پاره های خرد لعل:
مانده زآن لعل ریزه لختی گرد
هر یکی زآن قراضه چیزی کرد.نظامی.
( اسم ) قطعه ای خرد از لعل: مانده زان لعل ریزه لختی گرد هر یکی زان قراضه چیزی کرد. ( نظامی لغ. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو چشمه حیاتی، حاشا که بر دلت خاشاک ریزه ای بود از رهگذر ما