لعل ریزه

مترادف‌ها

یاقوت کوچک

لغت نامه دهخدا

لعل ریزه. [ ل َ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) قطعات کوچک لعل. پاره های خرد لعل:
مانده زآن لعل ریزه لختی گرد
هر یکی زآن قراضه چیزی کرد.نظامی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) قطعه ای خرد از لعل: مانده زان لعل ریزه لختی گرد هر یکی زان قراضه چیزی کرد. ( نظامی لغ. )

جمله سازی با لعل ریزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو چشمه حیاتی، حاشا که بر دلت خاشاک ریزه ای بود از رهگذر ما

💡 در جواهرسازی سنتی، از لعل ریزه برای تزئین تاج‌های سلطنتی و زیورآلات بسیار گران‌بها استفاده می‌کردند تا درخشش خیره‌کننده‌ای به آن‌ها ببخشند.

💡 آسمان شب در آن منطقه کویری، با درخشش ستارگان، شبیه به صحنه‌ای شده بود که لعل ریزه بر روی پارچه‌ای سیاه پاشیده شده باشد.

💡 آن گردنبند قدیمی که در بازار عتیقه‌فروشان پیدا شد، با لعل ریزه و سنگ‌های قیمتی بسیار زیبایی که داشت، توجه همه را جلب کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران