لغت نامه دهخدا
لباب القمح. [ ل ُ بُل ْ ق َ ] ( ع اِمرکب ) نشاسته است. لباب الحنطة. ( اختیارات بدیعی ).
لباب القمح. [ ل ُ بُل ْ ق َ ] ( ع اِمرکب ) نشاسته است. لباب الحنطة. ( اختیارات بدیعی ).
( اسم ) نشاسته لباب الحنطه.
نشاسته است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرشماری سال ۱۹۳۱ تعداد ۴۱۰۰ شیعه در فلسطین را به خود اختصاص داد. آبل القمح تقریباً نیمی شیعه و نیمی یونانی مسیحی بودند، در حالی که شش روستای دیگر اکثراً شیعه بودند.