لالای قراجار

لغت نامه دهخدا

لالای قراجار. [ ق َ ] ( اِخ ) نام جد امیر یادگار برلاس. و برلاس خود در دستگاه امیرتیمور گورگان بوده است. ( حبیب السیر ج 3 ص 134 ).

فرهنگ فارسی

نام جد امیر یادگار برلاس

جمله سازی با لالای قراجار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وان که از رویِ شرف لؤلؤیِ لالا در صدف خط به لالایی دهد با لعلِ گوهر پرورش

💡 آوازهای لالایی سیستانی (جهت کسب اطلاعات بیشتر به تاپیکآیکه در تالار مراجعه کنید)

💡 حمیدرضا شاه‌آبادی در داستان لالایی برای دختر مرده به این ماجرا اشاره کرده‌است.

💡 تا به ملک دلبری سلطان شدی ای شاه حسن هر کجا سلطانی و شاهی بود لالای تست

💡 عنبر شب تا کند او را به لالایی قبول عرض کردی خویشتن را هر زمان در زیوری

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز