لالائی گفتن
مترادفها
لالایی خواندن
متضادها
بیدار کردن
لغت نامه دهخدا
لالائی گفتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) آوازی که دایه چون کودک را در گهواره بجنباند جهت آرام کردن یا خوابانیدن او خواند.
فرهنگ فارسی
آوازی است که دایه چون کودک را در گهواره بجنباند جهت آرام کردن یا خوابانیدن او خواند
جمله سازی با لالائی گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مادر با صدای بسیار ملایم و آرام شروع به لالائی گفتن برای نوزاد کوچکش کرد تا او بتواند به راحتی به خواب عمیق برود.
💡 در فرهنگهای مختلف، لالائی گفتن یکی از قدیمیترین روشها برای آرام کردن کودکان و ایجاد حس امنیت در شبهای طولانی است.
💡 پرستار در بیمارستان با مهربانی شروع به لالائی گفتن کرد تا ترس و اضطراب کودک خردسال را در آن فضای ناآشنا کم کند.