لغت نامه دهخدا
لاد از لاد برگشادن.[ اَ ب َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) ویران کردن:
بتان شکسته و بتخانه ها فکنده ز پای
حصارهای قوی برگشاده لاد از لاد.فرخی.
لاد از لاد برگشادن.[ اَ ب َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) ویران کردن:
بتان شکسته و بتخانه ها فکنده ز پای
حصارهای قوی برگشاده لاد از لاد.فرخی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای دل حدیث وصل زبان برگشا بگو تا چندت اوفتد گره شرم در سخن
💡 که از من چه میترسی ای دردمند نظر برگشای از سخن لب مبند
💡 سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داری سر خنب برگشای و برسان شراب ناری
💡 چون راحت آیدت به سلام، ای رفیق درد آغوش برگشا که وقت وداع ماست
💡 تو ای تن در درد و غم برگشای ابا هیچ کس خوش مباش و مخند