لغت نامه دهخدا
قنات کلانتر. [ ق َ ک َ ت َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، واقع در 7هزارگزی جنوب خاوری سبزواران و 4هزارگزی جنوب راه فرعی سبزواران به عنبرآباد. سکنه آن 18 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
قنات کلانتر. [ ق َ ک َ ت َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، واقع در 7هزارگزی جنوب خاوری سبزواران و 4هزارگزی جنوب راه فرعی سبزواران به عنبرآباد. سکنه آن 18 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت واقع در ۷ هزار گزی جنوب خاوری سبزواران و ۴ هزار گزی جنوب راه فرعی سبزواران عنبر آباد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مطلب فوق سه نکنه به چشم میخورد:جمعیت زیاد، نداشتن مالک، و پایگاه کلانتری بودن خاوران در آن زمان
💡 پسر و دختری عاشق برای برگزاری مراسم ازدواجشان، به همراه خانواده و دوستان به جزیره زادگاهشان برمیگردند و همزمان، جان ویکفیلد، قاتلی که همه گمان میکردند توسط کلانتر ۷ سال پیش کشته شده مجدداً بازگشته و شروع به قتل همه میکند: یکی پس از دیگری…
💡 در بعضی ایالات یا مناطق محلی، ممکن است به افرادی فرمان داده شود تا در دستگیری مجرمها یا برای برقراری صلح و امنیت یا اجرای یک فرمان به کلانتر کمک کنند.
💡 قرةالعین نیز در این ماجرا کشته شد. او که از سال ۱۲۶۵ هجری قمری دستگیر شده بود، در زمان سوء قصد در منزل کلانتر تهران محبوس بود ولی دو هفته بعد از واقعه استنطاق و اعدام شد.
💡 یکی فرماندار کل و وزیر که از تهران تعیین میشد و شاه و دولت مرکزی را نمایندگی میکرد و اغلب موقتی بود، دیگری مسئولین محلی بود که عمدتاً وراثتی و دائم بودند و خانها و حاکمان و نایبالحکومهها و کلانتران را شامل میشد.