قلعه فرهادخان

لغت نامه دهخدا

قلعه فرهادخان. [ ق َ ع َ ف َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قلعه کری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان، واقع در 2 هزارگزی شمال خاوری سنقر و کنار راه عمومی سنقر به آب باریک. موقع جغرافیائی آن دامنه و هوای آن سردسیری است. سکنه آن 100 تن است. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات، حبوبات، توتون و صیفی، و شغل اهالی زراعت و قالیچه و جاجیم و پلاس بافی است. سر راه فرعی سنقر به کمرآباد واقع است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان قلعه کری بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان واقع در ۲ هزار گزی شمال خاوری سنقر و کنار راه عمومی سنقر به آب باریک. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن سردسیری است.

جمله سازی با قلعه فرهادخان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در همان سال علی‌خان حکمران بیه‌پس نیز شورش کرد که فرهادخان قرامانلو توانست او را شکست دهد و با دستگیری او، سراسر گیلان دوباره به اطاعت پادشاه صفوی درآمدند.

💡 لیکن باانتشار این خبر، شاه‌عباس که قصد برانداختن حکومت‌های محلی را داشت، برای تحقق سیاست تمرکزگرایی، بار دیگر فرهادخان قرامانلو را با قوای کافی برای تنبیه شورشیان روانه گیلان کرد.

💡 در این موقع وخیم و خطرناک بود همچنان که خواهد آمد شاه‌علی خان کُرد چمشگزک که در خوار و ورامین سکنی داشت کمر همت به دفع و سرکوبی مغولان بست و در چند جنگ نیروی آن‌ها را در هم شکست و متواری ساخت و به یاری فرهادخان قرامانلو راه حرکت شاه عباس به سوی خراسان را در سال ۱۰۰۴ (ق) فراهم نمود.

💡 فرهادخان از راه گسکر و آستارا وارد گیلان شد و به پشتیبانی قوای طوالش، گسکر و بیه‌پس در ۵ شوال ۱۰۰۰ ه‍.ق (۱۵ ژوئیهٔ ۱۵۹۲ م) قوای خان احمد را تارومار کرد.

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز