لغت نامه دهخدا
قطب رستنی. [ ق ُ ب ِ رُ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هر تخم دارای دو قطب است، یکی از آن دو را قطب رستنی گویند. رجوع به جانورشناسی عمومی چ دانشگاه ص 144 شود.
قطب رستنی. [ ق ُ ب ِ رُ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هر تخم دارای دو قطب است، یکی از آن دو را قطب رستنی گویند. رجوع به جانورشناسی عمومی چ دانشگاه ص 144 شود.
💡 پس به مدتها ز خاک رزمگاهت روزگار رستنی را صورت و ترکیب مرجان یافته
💡 روایت شدهاست که ایزدبانوی ذرت را، ایزد خورشید و ایزدبانوی رستنیها در غار، بزرگ کردهاند و مواد غذایی از شکم ایزد ذرت به وجود آمد. ایزدبانوی ذرت نزد آزتکها بسیار محبوب بودهاست، طوریکه آنان در خلال جشنهای خویش، تندیس ایزد ذرت را میساختند و قبل از خوردن مواد غذایی، هدایایی به او اعطا میکردند؛ زیرا او تمامی چیزهایی را که اساس زندگی را تشکیل میداد، عطا کرده بود.
💡 زمینهای هموار شورهزار یا رستنی در نقاط بیابانی و نیمه بیابان و اغلب نزدیک آب.
💡 پس از رستنی گونه گون جانور پدید آمد آمیخت با خواب و خور
💡 روستای تولون به دلیل واقع شدن در دامنه کوه مغان گورکن دارای معماری زیبا و منحصر به فرد به اصطلاح ماسوله ای است و در ردیف روستاهای زیبای گردشگری ایران قرار دارد. همچنین تولون دارای مراتع سرسبز پوشیده از انواع رستنیها و گیاهان دارویی، گلهای رنگارنگ، برکهها و چشمههای آب سرد خودجوش مسکن اعصاب و روان و جویبارهای جاری است.
💡 این رستنی است و نارَوان هرسو وان بیسخن است و این سِیُم گویا