قره عورت
لغت نامه دهخدا
قره عورت. [ ق َ رَ عُو رَ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز واقعدر 30 هزارگزی باختر سراسکند و 10 هزارگزی خط آهن میانه به مراغه. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است. سکنه آن 230 تن. آب آن از چشمه و رودخانه و محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی جزئ دهستان آتش بیک بخش سراسکندر شهرستان تبریز. واقع در ۳٠ هزار گزی باختر سراسکندر و ۱٠ هزار گزی بخط آهن میانه مراغه و موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است.
جمله سازی با قره عورت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او زن بمزد باشد و این عورتان ما هنجار زن بمزدند ایدون و زن فروش
💡 جوانى از اهل كوفه فرياد زد: آيا حيا نمى كنيد كه عمروعاص اين حيله نو را در جنگ بهشما آموخت كه در موقع خطر، كشف عورت مى كنيد؟ (737)
💡 چه کند بنده صورت کمر عشق خدا را چه کند عورت مسکین سپر و گرز و سنان را
💡 در حديث معتبر منقول است كه حضرت على بن الحسين صلوات اللّه عليه چون وقت ولادت زنميشد ميفرمود كه زنانرا خانه بيرون كنيد كهاول مرتبه نظر زن بر عورت طفل نيفتد.
💡 چهارم: على عليه السلام مى پوشاند عورت مرا، و مرا تسليم پروردگارم مى كند (مرادفن مى كند).
💡 پس چون عورت ایشان پیدا شد، آدم شرمسار شد، در میان درختان گریخت.