قاقم انگشت نما

لغت نامه دهخدا

قاقم انگشت نما. [ ق ُ م ِ اَ گ ُ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قاقمی که موی دراز بقدر انگشت دست دراز دارد. از شرح قران السعدین. ( آنندراج ). || پوست قاقمی باشد که با دم آن باشد که بصورت انگشت میباشد و دم داشتن آن دلیل اصالت بوده باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || یا آنکه قاقم بهتر باشد چرا که چیز بهتر را با انگشت می نمایند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

قاقمی که موی دراز بقدر انگشت دست دراز دارد.

جمله سازی با قاقم انگشت نما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو نقش مهر بماند نشان انگشتم اگر گذارمت آهسته بر عذار، انگشت

💡 آفتابیم که از آتش دل در تابیم یا هلالیم که انگشت نما آمده ایم

💡 سمندر آسا دستم نسوزد ار بنهم ز سوز آتش عشق تو بر شرار انگشت

💡 دوست گر از لعل خود حلوای رنگینت دهد دست را انگشت بشکن جز بدندان بر مگیر

💡 درین بساط به صد گوشمال موت و حیات ندید هیچکس از پنجهٔ قضا انگشت

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز