قاعده ابراء
مترادفها
بخشش، رهایی از بدهی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ابراء از ریشۀ برء و برء و بروء گرفته شده و در معانی مختلفی به کار رفته است.
ابراء، در معانی، بیزار کردن از بیماری، رهانیدن، شفا بخشیدن، بیزار کردن از عیب و رهانیدن از دین به کار می رود،
ابراء در حقوق
در حقوق از اعمال حقوقی و از اسباب سقوط تعهدات محسوب می شود که نتیجه آن، برائت ذمه مدیون است و این نتیجه، به اعتباری حاصل اسقاط دین از طرف دائن و به مفهومی دیگر محصول تملیک دین به مدیون است.
ابراء در عرف فقها
بنابراین در عرف فقها، ابراء به دو مفهوم «اسقاط» و «تملیک» به کار می رود. اسقاط، ساقط کردن حقی است که شخص بر عهده دیگری دارد؛ مثل اینکه طلبکار به بدهکار بگوید: تو را از دینی که نسبت به من داری، آزاد کردم و تملیک بدین معنی است که صاحب حق آن را از مالکیت خود خارج کرده، به ملکیت متعهد و مدیون درآورد؛ مانند اینکه دائن به مدیون بگوید:آنچه به من بدهکاری به تو بخشیدم. ابراء گاه به صور دیگری مانند اقرار یا وصیت نیز بیان می شود؛ مثل آنکه کسی اقرار کند که فلان شخص به او مدیون نیست یا وصیت کند که با مرگ او دین مدیون ساقط و ذمه او آزاد شود.
جمله سازی با قاعده ابراء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازدواج سفید نیازهای جنسی را که برای تأمین و ارضای آنها در چارچوبهای قانونی و سنتی جامعه راهی باقی نماندهاست، در یک بستر نسبتاً مشخص، قاعدهمند میکند.
💡 یعنی بایستی به افراد برای شرکت در حراج پول پرداخته شود. تعریف دیگری از این تابع که به نام قاعده clarke pivot است به صورت زیر میباشد.
💡 روز رخسار تو تا با شب زلفت بنشست در جهان قاعده شام و سحر پیدا کرد
💡 گر علی الریق تو را باده دهی قاعده نیست هین بده ما ملک الموت چنین قاعدهایم
💡 دوست دشمن بود آن سنگدل و دشمن دوست حد ما نیست که این قاعده تغییر کنیم