قاتق کردن
لغت نامه دهخدا
قاتق کردن. [ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام نانخورش را کم کم با نان خوردن تا به همه نان برسد. نانخورش ساختن. قناعت کردن در صرف نانخورش: پنیر را قاتق کن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نانخورش را کم کم با نان خوردن تا بهم. نان برسد: پنیر را قاتق کن.
جمله سازی با قاتق کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آش بلند: رشته (خوشتلی) همراه با ادویه وپیاز، مواد تشکیل دهنده این نوع آش است و روی آن قاتق نیز ریخته میشود.
💡 خـربـزه پـيـه زمـين است. و مرض و بدى در آن نيست و ده خاصيت در آن وجود دارد: خوردنىاسـت، آشـاميدنى است، ميوه است، گل است، شيرينى است، انسان است (21) قاتق است،ختمى (22) است، سبزى است و دو است.
💡 عـلى (ع ) فـرمـود: خـانـواده اى كـه سـركه و روغن زيتون را قاتق خود قرار دهد، هيچگانهفقير نخواهد شد.
💡 على (ع ) فرمود: با روغن زيتون بدن خود را چرب كنيد و آن را قاتق خود قرار دهيد، زيراآن، روغـن نـيـكـان و قـاتـق بـرگـزيـدگـان اسـت. طهارت و بركت آن بسيار است و در هرحال مايع مباركى است.
💡 آش علفی (بالشتی): روش پخت این آش بدین صورت است که داخل خمیر ورق شده علف صحرایی (با نام آجار) قرار میدهند و در آب میجوشانند پس از پختن وهنگام استفاده، قاتق به آن اضافه میشود. این غذا جایگاه ویژهای در سبد غذایی بهمنآبادیها دارد.