قائد رحمه

لغت نامه دهخدا

قائد رحمه. [ ءِ رَ م َ ] ( اِخ ) یکی از ایلات کرد ایران، از طوائف پیشکوه است که در دهی به همین نام زندگی میکنند. ( رجوع به ماده قبل شود ).

فرهنگ فارسی

یکی از ایالات کرد ایران از طوائف پیشکوه است که در دهی به همین نام زندگی میکنند.

جمله سازی با قائد رحمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طایفه ای که که معروف به قائد سیوندی بودند سمت غرب ایران مستقر هستند بزرگان این ایل که سکوند نیز خوانده می‌شوند و حضور خود را مربوط به کمتر از سه قرن پیش می‌دانند در لرستان و زاگروس مرکزی حال اینکه سند حضور آنها در فارس مربوط به حداقل دوران مغولان است.

💡 بار خدايا ! بوده باش از براى حجّة بن الحسن المهدى عليهما السلام در اين ساعت وهر ساعتى، ولىّ و حافظ و قائد و ناصر و راهنما و معين.... تا آخر كه به هميننحو بود.

💡 "چگونگی تلاش آنها برای شکست دادن مسلم لیگ و استفاده از اسلام به عنوان ابزار سیاسی، از برخی سخنان مولوی مظهر علی اظهر، رهبر جنبش احرار اسلام، که در دوبیتی معروف خود قائد اعظم را کافر خواند، آشکار خواهد شد.

💡 اما وقتی گزارش آقای قائد به روزنامه رسید، آقای علی‌نژاد می گوید دو سه ساعت بعد، زمانی که آقای قائد نویسندۀ گزارش‌ها مطلب خود را تحویل من داد در نظر من چنان جذاب آمد که فکر کردم باید تیتر را از هر شب دیگر بزرگتر بگیرم. همین کار را هم کردم. اگر درست یادم مانده باشد تیتر مطلب را چهار ستونی گرفتم و نوشتم چهار ستونی چاپ شود.

💡 اين پرچم فتنه و فساد (در آخر الزمان ) پرچم گمراهى است كه بر محور ضلالت برپاشده است و با شاخه هايش پراكنده گرديده (همه جا را فراگيرد) شما را به پيمانه خودوزن كند و با دست خود شما را مى كوبد، قائد و پرچمدار آن پرچم از ملت اسلام خارج وبر گمراهى ايستاده است.

💡 بدار یک نفس ای قائد این زمام جِمال که دیده سیر نمی‌گردد از نظر به جَمال

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز