فضله زار

لغت نامه دهخدا

فضله زار. [ ف َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) جای انبوهی نجاست و پلیدی. ( آنندراج ):
جهان را فضله زاری دیده ام کو پاک دامانی
که حرف نفرتش بر صفحه خاطر رقم دارد.ملا فوقی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

جای انبوهی نجاست و پلیدی

جمله سازی با فضله زار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فضله از مخرج انعام نیفتاده هنوز که کشد تنگ چو فرزند عزیزش به بغل

💡 از فروغ فضله شهدم چه حاصل فضل کن وز رخ شاهد حریم مجلسم را برفروز

💡 8 - و نيز از حضرت صادق نقل شده است كه فرمود: (من لميسل الله من فضله افتقر (15)

💡 گر نبرد از بحر طبعش ابر نیسان فضله ئی پس چرا در دل صدف از فیض او گوهر گرفت

💡 و يستجيب الذين امنوا و عملوا الصالحات و يزيدهم من فضله و الكافرون لهم عذاب شديد

💡 ای خسروی که فضله‌ای از خشم و خلق تست آن مایه کاصل خوف و رجا کرد روزگار

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز