فصیل زدن

مترادف‌ها

دیوار کشیدن، حصار کشیدن

متضادها

تخریب، فرو ریختن

لغت نامه دهخدا

فصیل زدن. [ ف َ زَدَ ] ( مص مرکب ) دیوار کشیدن و حصار دور شهر ایجاد کردن: در شهور سنه ستین و خمسمائة خوارزمشاه محمدبن سلطان تکش بخارا را بگرفت و باز ربض فرمودو فصیل زدند و هر دو را نو کردند. ( تاریخ بخارا ).

فرهنگ فارسی

دیوار کشیدن و حصار دور شهر ایجاد کردن.

جمله سازی با فصیل زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حصنی ‌که بر کنار فصیل حصار او نبود ز منجنیق فلک سنگ راگذار

💡 عیان ز شیب فصیل وی آسمان کبود چو از فرود دماوند تل خاکستر

💡 بدست لهو و طرب قلعه ئی بناافکن که غم نیابد گرد فصیل او مدخل

💡 مهندسان نظامی برای محافظت از قلعه در برابر حملات دشمنان، تصمیم گرفتند به سرعت اقدام به فصیل زدن و ایجاد دیواره‌های دفاعی بلند در اطراف منطقه کنند.

💡 در دوران باستان، بسیاری از تمدن‌های بزرگ برای جلوگیری از ورود قبایل مهاجم به قلمرو خود، به طور گسترده اقدام به فصیل زدن در مرزهای کشور می‌کردند.

💡 کارگران ساختمانی با دقت بسیار بالا مشغول فصیل زدن و ایجاد خاک‌ریزهای مرتفع بودند تا از ریزش مواد اولیه در مسیر شیب تند جلوگیری نمایند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران