فسون امیز

لغت نامه دهخدا

( فسون آمیز ) فسون آمیز. [ ف ُ] ( ن مف مرکب ) آمیخته به افسون و نیرنگ:
سخنهای فسون آمیز گفتن
حکایتهای بادانگیز گفتن.نظامی.

فرهنگ فارسی

( فسون آمیز ) آمیخته با فسون و نیرنگ

جمله سازی با فسون امیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای که خواهی به فسون جای کنی در دل او آهن از آینه نشناخته‌ای یعنی چه

💡 چشمت که فسون و رنگ می‌بارد از او افسوس که تیر جنگ می‌بارد از او

💡 افشانده مو بر آتش رو از سر فسون یعنی ببین به موی و به رویم که ساحرم

💡 یا عافیت از چشم فسون‌سازم ده یا آن که زبان شکوه‌پردازم ده

💡 جهد حسود، خسروا، در طلب مراد دل رام کسی نمی شود بخت به حیله و فسون

💡 فسون شکر تو گر بخواندی یکبار نداردی تب لرزاندر استخوان آتش

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز