فرماندهی و نظارت و ارتباطات
مترادفها
مدیریت، نظارت، ارتباط
فرهنگستان زبان و ادب
{command, control, and communications} [علوم نظامی] هدایت نیروهای تحت امر و اعمال اقتدار بر آنها توسط فرمانده، شامل به کارگیری ارتباطات در طرح ریزی و هدایت و هماهنگی و نظارت بر نیروها و عملیات برای انجام مأموریت محول شده اختـ. فونا C3
ویکی واژه
هدایت نیروهای تحت امر و اعمال اقتدار بر آنها توسط فرمانده، شامل بهکارگیری ارتباطات در طرحریزی و هدایت و هماهنگی و نظارت بر نیروها و عملیات برای انجام مأموریت محولشده
جمله سازی با فرماندهی و نظارت و ارتباطات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا تو کردی جای اندر مسند فرماندهی هِشت هر گردنکشی سر بر خط فرمان تو
💡 فرماندهی که خادم قصر او بیغاره از جلال به قیصر زد
💡 لب لعل تو به این آب نخواهد ماندن دور فرماندهی خاتم جم می گذرد
💡 به آزار فرمان مده بر رهی که باشد که افتد به فرماندهی
💡 به هر جا به فرماندهی مهتری فرستاده با نامور لشگری
💡 آنکه درویش درش بنماید از فرماندهی مر گدایان را ببخشد فرهش خاقان شدن