لغت نامه دهخدا
فرش تنان. [ ف َ ت َ ] ( اِ ) کنایت از روحانیان بود.( انجمن آرا ) ( آنندراج ). شاهدی برای آن یافته نشد.
فرش تنان. [ ف َ ت َ ] ( اِ ) کنایت از روحانیان بود.( انجمن آرا ) ( آنندراج ). شاهدی برای آن یافته نشد.
کنایت از روحانیون بود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پری رویان سلام از من رسانید که ای سیمین تنان تا می توانید
💡 دوان و برهنه تن و پای و سر تنان بیبر و جان ز دانش به بر
💡 (سواران برفتند)هر سو دوان همان پهلوانان رویین تنان
💡 ز بس کز تنان تیغ کین سر دَرود صفاهان ز خون گشت چون زنده رود
💡 درآمد به میدان نیمه تنان برآورد بازو به گرز گران
💡 برآورد از آن غصه گرز گران بزد بر سر شاه نیمه تنان