لغت نامه دهخدا
فرس ثانی. [ ف َ رَ س ِ ] ( اِخ ) نام صورت چهاردهم از صور نوزده گانه شمالی فلک درنظر قدما. ( مفاتیح از یادداشت مؤلف ). ابوریحان فرس ثانی را صورت نوزدهم داند. رجوع به فرس اعظم شود.
فرس ثانی. [ ف َ رَ س ِ ] ( اِخ ) نام صورت چهاردهم از صور نوزده گانه شمالی فلک درنظر قدما. ( مفاتیح از یادداشت مؤلف ). ابوریحان فرس ثانی را صورت نوزدهم داند. رجوع به فرس اعظم شود.
یا اسب دوم نام صورت چهار دهم از صور نوزده گانه شمالی فلک در نظر قدما. ابوریحان فرس ثانی را صورت نوزدهم داند. فرسش دهی است از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد در ۵٠ کیلو متری جنوب شرقی الیگودرز کنار راه مالروهما قره جان جلگه و معتدل ۸۱۳ تن سکنه آب از قنات و چاه محصول غت لبنیات چغندر پنبه حبوبات شغل زراعت گله داری جاجیم بافی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وجود قطره شد در بحر فانی نگشت آن بحر را آن قطره ثانی
💡 هیچ تعبیر نمیدانمش این خواب که چیست تو بفرمای که در فهم نداری ثانی
💡 یکی درست بدین نوجوان نگر ز نخست کهراست ماه دو هفته است و یوسف ثانی
💡 حسابیست آنجاکه وهم محاسب نیابد از اول قدم نقش ثانی
💡 به فرموده شاه گردون وقار فلک، ثانی کعبه کرد آشکار
💡 اشارت باءببد و ممکناتست که موج ثانی از دریای ذاتست