لغت نامه دهخدا
فراته دار. [ فْرا / ف َ ت َ ] ( اِ مرکب ) حکمران یا پادشاه دست نشانده در زمان سلوکیها و پارتی ها. ( از ایران باستان ج 2 ص 1595 ).
فراته دار. [ فْرا / ف َ ت َ ] ( اِ مرکب ) حکمران یا پادشاه دست نشانده در زمان سلوکیها و پارتی ها. ( از ایران باستان ج 2 ص 1595 ).
حکمران یا پادشاه دست نشانده در زمان سلوکیها و پارتی ها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در دوازدهسالگی نقاشی شناختهشده در میان اسقفها و نجیبزادهها بود. کافمن در سال ۱۸۰۲ دچار بیماری شد؛ بیماریای که هیچگاه بهبود پیدا نکرد، و سرانجام در ۵ نوامبر ۱۸۰۷ درگذشت. پیکر او در کلیسای سانتآندرئا دله فراته به خاک سپرده شد.