لغت نامه دهخدا
فاریاب توت. [ فارْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان طیبی سرحدی بخش کهگیلویه شهرستان بهبهان که در 7 هزارگزی جنوب خاوری قلعه رئیس مرکز دهستان واقع است. سکنه آن 50 تن است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
فاریاب توت. [ فارْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان طیبی سرحدی بخش کهگیلویه شهرستان بهبهان که در 7 هزارگزی جنوب خاوری قلعه رئیس مرکز دهستان واقع است. سکنه آن 50 تن است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
دهی از دهستان طیبی سرحدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخش مرکزی، یکی از بخشهای شهرستان فاریاب در استان کرمان ایران است. مرکز این بخش، شهر فاریاب است.
💡 بشیراحمد تهینج؛ فرزند چاری خان در سال ۱۳۵۳ هجری خورشیدی در ولایت فاریاب دیده به گیتی گشود.
💡 ساردوئیه یا بلوچستانی، روستایی در دهستان هور بخش هور شهرستان فاریاب در استان کرمان ایران است.
💡 تلمبه قلندری، روستایی در دهستان مهروئیه بخش مرکزی شهرستان فاریاب در استان کرمان ایران است.
💡 تلمبه دکتر پلاشی فاریاب، روستایی از توابع بخش مرکزی، شهرستان فاریاب در استان کرمان ایران است.