لغت نامه دهخدا
فارغ الحال. [ رِ غُل ْ ] ( ع ص مرکب ) رجوع به فارغ البال شود.
فارغ الحال. [ رِ غُل ْ ] ( ع ص مرکب ) رجوع به فارغ البال شود.
فارغ البال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون ابوبكر از اميرالمؤ منين (ع ) غصب خلافت كرد، حضرت به او گفت كه: آيارسول خدا تو را امر نكرد كه مرا اطاعت كنى ؟ آن ملعون گفت: نه و اگر مرا امر مى كردمى كردم، حضرت فرمود: الحال اگر پيغمبر را ببينى و تو را امر كند به اطاعت من آياخواهى كرد؟ گفت: آرى، حضرت فرمود: با من بيا به سوى مسجد قبا.
💡 آرى رهبرى شيطان به تنهائى كافى است كه انسان با آن مخالفت كند، هر چند درلفافه هاى دعوت به سوى حق بوده باشد كه مسلما يك پوشش انحرافى است و دعوتبه سوى آتش دوزخ نيز به تنهائى كافى براى مخالفت است هر چند دعوت كنندهمجهول الحال باشد، حال اگر دعوت كننده شيطان و دعوتش به سوى آتش افروخته جهنمباشد تكليف روشن است.
💡 گويند روزى در ميدان جنگ با شمشير كشيده به دشمن حمله برد. دشمن كه از سخاوت طبعحاتم اطلاع داشت، گفت حاتم ! چه شمشير خوبى دارى آيا ممكن است آنرا به من بدهى ؟!حاتم فى الحال خشم خود را فرو برد و با ملاطفت شمشير را به وى تسليم نمود! گفتند:اى حاتم ! چرا شمشير برهنه به دست دشمن دادى ؟ گفت: چكنم ؟ نتوانستم دست رد بهسينه او بزنم ؟