لغت نامه دهخدا
غوطه دمشق. [ طَ ی ِ دِ م َ ] ( اِخ ) رجوع به غوطه شود: آرایشها و نیکویهای جهان چهار چیز است: غوطه دمشق و سغد خراسان و شعب بوان و مرغزار شیدان. ( فارسنامه ابن البلخی ص 147 ).
غوطه دمشق. [ طَ ی ِ دِ م َ ] ( اِخ ) رجوع به غوطه شود: آرایشها و نیکویهای جهان چهار چیز است: غوطه دمشق و سغد خراسان و شعب بوان و مرغزار شیدان. ( فارسنامه ابن البلخی ص 147 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 2- گاهى انسان در كار خير يا شرّ چنان غوطه ور مى شود كه گويا يكپارچه آنعمل مى شود. (انّه عمل غير صالح )
💡 پزشکان بدون مرز اعلام کرد که در غوطه شرقی موارد کلیدی، به ویژه برای جراحی، از بین رفتهاست و اکثر ساکنان در زیرزمین و پناهگاههای زیرزمینی موقت و در شرایط غیر بهداشتی با آب آشامیدنی محدود و مکانهای بدون بهداشت زندگی میکنند.
💡 بیجگر خوردن، بهار طرز نتوان تازهکرد غوطه تا در خون نزد فطرت، سخن رنگین نشد
💡 هر لحظه شود جلوهگر از مطلع دیگر وز نور دهد غوطه زمین را و زمان را
💡 اما (كافر) از تمام وجودش ظلمت مى بارد، جز به منافع مادى و زودگذر خويش نمىانديشد، فضا و افق فكرش از محدوده زندگى شخصيش فراتر نمى رود، در لابلاىشهوات غوطه ور است، و همنشينى او قلب و روح انسان را
💡 چو داغ لاله به خون کعبه غوطه زد آن روز که غمزه تو کمر بست تیغ ابرو را