غنی نقی

لغت نامه دهخدا

غنی نقی. [ غ َ ن َ ] ( اِخ ) زیدفوری. یکی از دانشمندان بود. از حسین بن دلدار علی نقوی هندی دانش فراگرفت. اوراست: کتاب فی الفرق بین المعانی المتشابهه. ( از معجم المؤلفین تألیف عمر رضا کحاله جزء ثامن ص 41 ).

جمله سازی با غنی نقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با آنکه شد غنی همه عالم ز گنجِ او یک جُو ازو نکاست نه در وی جُوِی فزود

💡 بد خواه از نسیم تو گرچه غنی بود از اشک و روی گوهر و زر عیار باد

💡 آن حسن غنی طبع، که من دیدم از آن شوخ! از باده چسان که مأوی بته سنگ گرفته است

💡 ای اوحدی، کسی بجزو نیست در جهان درویش باش، تا غم کارت خورد غنی

💡 گفتند تا زمان غنیمت غنی شوم گر کار کار ما بُوَد و دست‌ دستِ ما