لغت نامه دهخدا
غضنفر قمی. [غ َ ض َ ف َ رِ ق ُم ْ می ] ( اِخ ) رجوع به غضنفر کله جاری و کشف الظنون ج 2 ستون 804 و الذریعة ج 3 ص 200 شود.
غضنفر قمی. [غ َ ض َ ف َ رِ ق ُم ْ می ] ( اِخ ) رجوع به غضنفر کله جاری و کشف الظنون ج 2 ستون 804 و الذریعة ج 3 ص 200 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سید هاشم موسوی غضنفری خوانساری در سال ۱۳۴۹ قمری برابر با سال ۱۳۰۹ شمسی، در شهر خوانسار درگذشت.
💡 پنجه عدلش چنان دست ستم تاب داد کز اثر آن گوزن جای غضنفر گرفت
💡 سزد از پشت به خر سوی غضنفر بنشیند مرد هشیار چو دانست که خصمانش حمارند
💡 کنام صعوه بی پر بود به چنگل شاهین منام آهوی لاغر بود به کام غضنفر
💡 وین نکته جای ساخته برناب اژدهاست دل جایگاه کرده ز کام غضنفر است
💡 بر خصم دین و ملک همیشه مظفر است زانسان که بر غزال غضنفر خدایگان