غضبناک شدن
مترادفها
خشمگین شدن، عصبانی شدن، برافروخته شدن
متضادها
آرام شدن، خشنود شدن
لغت نامه دهخدا
غضبناک شدن. [ غ َ ض َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خشمگین شدن. خشمناک شدن. تسخط. رجوع به غضب شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خشمگین شدن خشمناک گردیدن.
جمله سازی با غضبناک شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تند و غضبناک و سخت و سرکش و توسن از در مجلس درآمد آن بت رعنا
💡 صد شیوه به هر چشم زدن باز نماید دلگیر نگردد کس از آن چشم غضبناک
💡 آن کمان ابرو غضبناک از سر خاکم گذشت چون هدف لوح مزارم را نشان تیر کرد
💡 آوردهاند که در خراسان شیخى بود و مریدى داشت که نام آن مرید، مجد الدین بود، شیخ آن مرید را بسیار بسیار دوست میداشت و آن مرید هم به کمال صلاح آراسته بود، روزى از آن مرید شیخ را اغبرى به هم رسید، آنروز شیخ در مرتبهى جلال بود و مرتبه جلال را پردهى استیلاى اجلال، غضبناک گفت:
💡 ز جا برخاست چون شیر غضبناک ستونی بر به کف از طارم تاک
💡 غضبناک شدن در موقعیتهای دشوار میتواند باعث اتخاذ تصمیمات اشتباه و از دست رفتن فرصتهای ارزشمند برای حل مسئله و رسیدن به توافق شود.
💡 او سعی کرد با تمرین تکنیکهای مدیتیشن، از غضبناک شدن ناگهانی در برخوردهای اجتماعی و در محیط کار جلوگیری کند و آرامش خود را حفظ نماید.
💡 غضبناک شدن مدیر در جلسه صبحگاهی، باعث شد که تمام کارمندان با ترس و لرز به انجام وظایف خود بپردازند و فضای سنگینی حاکم شود.