غضبناک شدن

لغت نامه دهخدا

غضبناک شدن. [ غ َ ض َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خشمگین شدن. خشمناک شدن. تسخط. رجوع به غضب شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) خشمگین شدن خشمناک گردیدن.

جمله سازی با غضبناک شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تند و غضبناک و سخت و سرکش و توسن از در مجلس درآمد آن بت رعنا

💡 صد شیوه به هر چشم زدن باز نماید دلگیر نگردد کس از آن چشم غضبناک

💡 آن کمان ابرو غضبناک از سر خاکم گذشت چون هدف لوح مزارم را نشان تیر کرد

💡 آورده‌اند که در خراسان شیخى بود و مریدى داشت که نام آن مرید، مجد الدین بود، شیخ آن مرید را بسیار بسیار دوست می‌داشت و آن مرید هم به کمال صلاح آراسته بود، روزى از آن مرید شیخ را اغبرى به هم رسید، آنروز شیخ در مرتبه‌ى جلال بود و مرتبه جلال را پرده‌ى استیلاى اجلال، غضبناک گفت:

💡 ز جا برخاست چون شیر غضبناک ستونی بر به کف از طارم تاک

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز